الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

349

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

و نيز از آن حضرت عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : كسىكه پادشاهى را با عملى كه موجب خشم پروردگار گردد خرسند سازد از دين خدا خارج گشته است . « 1 » گفتگوى شدّاد بن اوس با معاويه در بيان جاحظ آمده : معاويه به شدّاد بن اوس گفت : برخيز و از على ياد و او را تنقيص كن ، شدّاد برخاست و گفت : سپاس خدا را كه طاعتش را بر بندگانش واجب نموده ، و خشنودىاش را نزد پرهيزكاران بر خشنودى ديگران مقدم داشته . و بر اين منوال اول و آخر آنان گذشته‌اند ، اى مردم : به‌راستى كه آخرت وعده‌اى است حق كه سلطانى قاهر در آن حكم مىكند ، و همانا دنيا خوردنى است حاضر ، كه نيك و بد از آن مىخورند . و به‌درستى كه انسان شنوندهء مطيع خدا حجتى عليه او نيست . و شنوندهء عاصى هم حجتى ندارد . هيچ‌گاه طاعت مخلوق در معصيت خالق روا نباشد ، و هرگاه خداوند بر مردمى ارادهء نيكى نمايد صالحانشان را بر آنان حاكم گرداند و فقيهانشان در بين آنان قضاوت كنند ، و مال و ثروت را در دست سخاوتمندانشان قرار دهد . و هرگاه بر مردمى ارادهء بد نمايد سفيهانشان را بر آنان حاكم كند . و جاهلانشان قاضيان ، و بخيلانشان صاحب مال و ثروت شوند . همانا از جملهء اصلاحاتى كه والى بايد انجام دهد اين است كه نزديكان خود را اصلاح نمايد . و آن‌گاه به معاويه رو كرد و گفت : اى معاويه ! آن‌كس كه با بيان حق تو را خشمگين نموده با تو راست گفته و آن‌كس كه تو را با باطل خشنود سازد به تو خيانت كرده است در اين موقع معاويه سخن او را قطع نمود و دستور داد او را پايين آورند و سپس از او دلجويى كرد و دستور داد مالى به او ببخشند ، وقتى مال را گرفت معاويه به او گفت : آيا من از سخاوتمندانى نيستم كه از آنها ياد نمودى ؟ شدّاد گفت : اگر تو را مالى غير از مال مسلمين باشد قطعا آن را از راه گناه به دست آورده و به اسراف انفاق كرده‌اى ، همانا خداى تعالى فرمايد : إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ

--> ( 1 ) . همان ، ص 80 ، ح 5 .